تبليغاتX
به خلوتگاه سلطان غم(مهدی محمدی)خوش امدید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید
تقدیم شما 
+ نوشته شده در  86/08/28ساعت 12:17 بعد از ظهر
  به قلم: سلطان غم(مهدی محمدی)  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

تنها ایستاده ام

و امروز هم . . . مثل همیشه

تو در تاری ی افق دیدگانم . . با تبسمی

بسویم می دوی . . اما انگار

هیچوقت به من نمی رسی . . و غربت و

تنهایی مرا بیشتر و سنگین تر می کنی . .

کجایی . . ؟

+ نوشته شده در  86/08/28ساعت 12:16 بعد از ظهر
  به قلم: سلطان غم(مهدی محمدی)  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
دوست دارم
+ نوشته شده در  86/08/27ساعت 2:23 بعد از ظهر
  به قلم: سلطان غم(مهدی محمدی)  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
چه شد دردم که میخانه دگر درمان دردم نیست
چه شد جام شراب من که دیگر هیچ در خم نیست

چه شد چشمان من دیگر که اشکش مثل شبنم نیست
چه شد باران درد من که در پاییز نم نم نیست

دلم گمگشته کویش شد و دیگر غباری نیست
دلم سرگشته غم گشت و دیگر هیچ مرهم نیست

چه شد از عشق دردم را به دریای جنون دادی
چرا مجنون بی لیلا جنونش همچو آدم نیست

چرا میخانه ها دیگر می اش بر طبع من خوش نیست
چرا مستی دگر بر من موثرتر ز ماتم نیست

چرا اینگونه از فرط جنون و عشق میمیرم
چرا مردن به کام من رسیدن بر نگارم نیست

+ نوشته شده در  86/08/27ساعت 2:22 بعد از ظهر
  به قلم: سلطان غم(مهدی محمدی)  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

+ نوشته شده در  86/08/24ساعت 7:31 بعد از ظهر
  به قلم: سلطان غم(مهدی محمدی)  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

کاش مي شد زمان را به عقب برگردانم

 

 

و گذشته را مرور کنم

 

 

کاش مي شد به مدرسه برگردم و در هياهوي

 

 

کلاس درس، باز هم در سلطه عطوفت تو باشم.

 

 

افسوس آن روزها زير رگبار سرزنشهايت

 

 

ناسپاس تر از آن بودم که از ضيافت نگاه

 

 

اي سنگ صبور هميشگي

 

 

چقدر دير فهميدم که نگاه شهامت بار تو در کلاس

 

 

درس با نگاه مهربان مادرم در خانه يکي بود

+ نوشته شده در  86/08/24ساعت 7:29 بعد از ظهر
  به قلم: سلطان غم(مهدی محمدی)  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  86/08/24ساعت 12:2 بعد از ظهر
  به قلم: سلطان غم(مهدی محمدی)  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

بگذار تا که

در چشمهای تو

به آخرین اوج پروازم

به آخرین نفسهایم . . . برسم

یک قدم به سقوطم مانده

خسته ام

و گویی که دیگر هیچ امیدی نیست

هیچ چیز . . غربت و تنهاییم را

پر نمی کند . . .

+ نوشته شده در  86/08/24ساعت 12:1 بعد از ظهر
  به قلم: سلطان غم(مهدی محمدی)  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  86/08/24ساعت 11:57 قبل از ظهر
  به قلم: سلطان غم(مهدی محمدی)  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

عشق يعني اشك توبه در

 قنوت

 

خواندنش با نام غفارالذنوب

 

عشق يعني چشمهايم در

ركوع

 

شرمگين از نام ستارالعيوب

 

عشق يعني بر سجود و دل

 

سجود

 

ذكر يارب يارب از عمق

 

 وجود

+ نوشته شده در  86/08/24ساعت 11:55 قبل از ظهر
  به قلم: سلطان غم(مهدی محمدی)  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
دوست دارم
+ نوشته شده در  86/08/16ساعت 11:35 قبل از ظهر
  به قلم: سلطان غم(مهدی محمدی)  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T